یاسمین زینب مایاسمین زینب ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

فرشته های مامان و بابا

شب یلدا...

1392/9/30 15:24
نویسنده : مامان بابا
203 بازدید
اشتراک گذاری

نی نی های نازم سلام...

مامانی امروز خیلی خوشحاله آخه امشب ، شب یلداست ... شب یلدا یه شب قشنگه که همه خانواده دور هم جمع میشن انار ، آجیل ، شیرینی و یه عالمه خوراکی های خوشمزه دیگه میخورن حافظ میخونن کلی حرفای قشنگ میزنن و خلاصه همش خوش میگذرونن ...

امشب من و بابایی قراره بریم خونه مامان بزرگ معصومه آخه امسال قراره همه فامیلای مامان اونجا دور هم جمع بشن بعدشم میایم خونه مامان بزرگ زینب اینجا به غیر خودمون کسی از فامیلای بابایی نمیان ... ایشالا سال دیگه شما دو تا نفس کنارمون هستید و کلی شیطونی میکنید ایشالااااااااا ، چند شب پیش که خونه مامان بزرگ معصومه بودم فیلم بچگی های خودم و دیدم نمیدونید مامانتون چقد ناز بوده مثل همین حالاش هیچ فرقی نکرده خاله سمیه فیلما رو پیدا کرده بود دستش دردر نکنه

مهمترین اتفاق فردا قراره بیفته ... اگه گفتین چی؟؟؟!!! بلههههههههههههههههههه مامان قراره بره سونوگرافی و شما دو تا نفس و ببینه خیلیییییییییی خوشحالم بابایی هم کلی خوشحاله خاله سمیه هم قراره باهامون بیاد لحظه شماری میکنه که شما دوتا رو ببینه

قربونتون برم من

(برای سلامتی همه نی نی ها و دوقلوهای من صلوات...)

مامان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مریم(مامان آندیا)
30 آذر 92 18:21
یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذرا یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد
fatima
11 دی 92 15:32
شب یلدای امسال قشنگترین یلدای زندگیم بود ... آخه فهمیدم مامان شدم
مامان بابا
پاسخ
مبااااااااااااااااااااااارکه